آدم ها حقیرند خیلی حقیر،آنقدر حقیر که لباس آدمیت بر تنشان لولو می زند و هر کاری می کنند بر تنشان نمی شیند.
خداوند باز هم گشاد بافته است!
این لباس حتی نمی خواهد لحظه ای دیگر بر روی این تن حقیرت آرام گیرد و صبوری کند، مدام بر تنت زار می زند.
با خودت چه کرده ای؟
کدامین گوهر را از دست داده ای که این چنین حقیر و بی تابی؟
تو چرا اینقدر فقیری؟
دلم به حالت می سوزد خوب من!
